تبليغاتX
گوناگون
مادر

مادر

روز مادر يعني به تعداد روزهاي آينده تو دلواپسي

مادر يعني عشق

مادر يعني وجود يافتن و زنده شدن

مادر مقدسترين كلمه كه محتوي تمام زيبائيها در آن نهفته است.

روز مادر رو به مادر عزيزتر از جانم و تمام مادران مهربان دنيا تبريك مي‌گم.

مادر عزيزم دستت رو مي بوسم و عاشق نگاه مهربانت هستم  و از خدا مي‌خواهم تا دنيا باقيست نگاه مهربان تو با من باشد.

 

+ نوشته شده در  91/02/24ساعت   توسط م | 
اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم.

سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام
تنها دلخوشي كودكي بود.

صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود،

نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود.

همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ...

اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد!

يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود.

همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود.

امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند و هرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا...

و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم.

مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود!  اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است.

ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي خانه سينما، بسته شدن مطبوعات و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانيم! ...

مي شود كتابها نوشت...

خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم.

هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش!

قحطي امروز قحطي انسانيت است

قحطي همدلي

قحطي عشق

+ نوشته شده در  90/11/17ساعت   توسط م | 
سلام دوستان

خوب هستين؟ اميدوارم كه همتون خوب باشين چه ميكنيد با اين همه گروني كه سر به فلك زده ؟؟؟؟

ما بايد اسفند ماه جابه جا بشيم قيمت اجاره ها فاجعه شده خونه اي كه سال گذشته اجاره كرده بوديم ۱۵ تومان پيش و ۷۰۰ تومان اجاره حالا ميگه ۲۰ يا ۲۵ پيش ۸۰۰ يا ۱ تومان اجاره اين يعني چه؟؟

اما ميدونيد من معتقدم از ماست كه بر ماست ما به همديگه هم رحم نمي كنيم توي اين اقتصاد بيمار كه داريم خودمون هم بهش دامن مي زنيم چند وقت پيش ديدم اكثر دارن برنج و حبوبات ميخرن مي زارن تو خونه هاشون آخه يكي نيست بگه عزيز من چقدر ميتوني ذخيره كني نهايتا واسه يك سال كه اگه تو خونه هاي آپارتماني جا بشه و كرم نزنه ، به يكي مي گم عزيزم اگه تقاضا كم باشه قيمتها ميشكنه مجبورن پايين تر بفروشن تا مردم بخرن مي گه شانس نداريم ارزون نمي شه كه هيچ اگه نخريم ديدي كه جنگ هم شد از گرسنگي مي ميريم!!!!!!!!!!!

يعني قراره تا كي فقط تا نوك دماغمون رو ببينيم؟؟؟؟؟

آخه چرا نمي آييم يه فكري به حال خودمون بكنيم. بخدا اگه ماها كمي فكر كنيم مي تونيم درست تر عمل كنيم هر چي گرونتر ميشه بيشتر مردم مي خرن خوب هيچ وقت هم هيچي درست نمي شه !!!

بعضي وقتها دلم واسه اين بچه ها ميسوزه كه وقتي بزرگ ميشن چيكار بايد بكنن؟؟؟ كارشون زندگيشون خونه ازدواج بعد مي بينم مخم سوت مي‌كشه و هيچ كاري هم از دستم بر نمي آد.

فقط اميدوارم كه مردم اين مملكت واقعا سعي كنن تو رفتارشون تجديد نظر كنن تا شايد ته اين مملكت چيزي هم واسه نسل بعدي باقي بمونه واسه خودمون كه چيزي نبود جنگ و تبعات بعدش و ...

 

+ نوشته شده در  90/11/16ساعت   توسط م | 
سلام دوستان

بعد از خیلی مدت طولانی خوب هستین

بخشش بخشیدن بخشش خواستن

میگن ببخش تا خودت هم بخشیده بشی آخه بخشیدن یه وقتهایی خیلی سخت میشه

بخشیدن کسی که بهت دروغ گفت باهات بازی کرد بهت خیانت کرد بهت ظلم کرد توهین کرد تحقیرت کرد بخاطرش هر کاری کردی اما ندید یا نخواست ببینه نمی دونم بعضی وقتها آدمهایی تو زندگیت وارد میشن که اگه بدونی قرار چه اتفاقی برات پیش بیارن اصلا از هزار فرسخی اون رد نمی شی گاهی اعتماد میتونه خوب باشه اما گاهی اعتماد میتونه خیلی گرون بشه اما ای کاش میشد طوری زندگی کرد که هرگز نیازی نبود کسی رو ببخشی یا از کسی طلب بخشش کنی اما حیف ....

 

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت   توسط م | 
سلام دوستان

راجع به فنگ شویی کسی اطلاعاتی؟

آیا حقیقت داره؟

کسی امتحان کرده؟

یه کم اطلاعات موثق لطفا

+ نوشته شده در  90/05/05ساعت   توسط م | 
سلام دوستان خوب من

يه سوال

وقتي آدم دلش از دنيا مي‌گيره بايد چيكار كنه؟

مي گن وقتي دنيا بهت چيز زيادي نمي ده واسه اينه كه تو چيز زيادي ازش نخواستي.

مگه تموم اين چيزها كه الان هست رو من خواستم مگه من خواستم كه تو اين كشور به دنيا بيام؟ مگه من خواستم كه اينقدر بهم ظلم بشه؟ مگه من خواستم كه انسانيت از بين بره ؟ مگه من خواستم كه شرافت و غيرت و مردانگي بميره؟ دلم مي‌گيره وقتي مي بينم به زن باردار تجاوز ميشه به دختر تجاوز ميشه در جلوي چشمهاي شوهر و پدر و برادر آخر هم همونها قرباني ميشن كه چرا لباس تنشون تحريك آميز بوده ؟؟؟ ميدوني عدالت مرده حقيقت و انسانيت چال شده و خدا هم چشمهاشو بسته !! نمي دونم چرا ؟؟؟؟

اگه به يه مرغ يه خروس ديگه بخواد نزديك بشه اون خروسه كه صاحب اصليشه نمي زاره اما تو اين دنيايي كه ما هستيم اين اتفاق مي افته راسته كه مي گن انسان مي تونه از حيوان هم پست تر بشه و آدم از مقايسه اونها با حيوانات زبان بسته خودش شرمش مي ياد چون حيوان هم خط و مرز داره اما تو اين مذهب هيچ خط و مرزي واسه هوس انسان نماها تعريف نشده.

يعني چه كه لباس زنان موجب تحريك آقايون ميشه بابا به خداوندي خدا قسم اگه زنها هم بخوان فقط مثل حيوان از هوس لذت ببرن با ديدن مردها بهشون حمله ور ميشن ميگن قانون جبر باطل چون انسان عاقل و عقل داره و مي تونه خوب و بد رو تشخيص بده مي تونه انتخاب كنه بعد عملا تو اين مملكت دارن دارن ثابت مي كنن كه جبر حقيقت داره چون آقايون با ديدن خانومها تحريك ميشن پس نقش عقل و شعور و هزار كوفت و ديگه چي ميشه اين وسط؟

از تمام آقايون كه رگ و ريشه ايراني اصيل دارن از آنها معذرت ميخوام و اصلا روي صحبتم با اونها نيست

راسته ميگن كه آقايون چشمهاشون تكامل يافته تر از عقلشون هست و خانومها هم بسيار هوش بالايي دارن و خودشون رو زيبا درست ميكنن و موفق ميشن بله اين قانون تو اين كشور حاكم هست اين قانون و حرف مال اين مذهب هست.

خيلي ناراحت هستم از دست خدا كه چرا سكوت كرده كه چرا چشمهاشو بسته از دست خودم كه چرا دستهام بسته است چرا نمي تونم كاري كنم از خودمون كه چرا ..... و هزاران چرا  و چرا

 

 

+ نوشته شده در  90/04/21ساعت   توسط م | 

کارل گوستاو یونگ (روانشناس شهير سوئيسي و از شاگردان معروف فرويد كه در بحث ناخود آگاه جمعي از هم جدا شدند) فکر مي‌کند که اخلاق دو جور است : اخلاق بردگی و اخلاق اربابی.

اخلاق بردگی یعنی همین چیزی که 90 درصد مردم بهش معتقدند؛ اخلاقی که مي‌گوید در مهمانی‌ها و جمع فامیل لبخند بزن، اگر عصبانی مي‌شوی، خوددار باش و فریاد نزن، وقتی دخترعمویت بچه دار مي‌شود برایش کادو ببر، وقتی دوستت ازدواج مي‌کند بهش تبریک بگو، وقتی از همکارت خوشت نمي‌آید، این را مستقیم بهش حالی نکن،برای این که دوستت، همسرت، برادرت ناراحت نشوند خودت را،عقاید و احساساتت را سانسور کن، برای به دست آوردن تأیید و تحسین اطرافیان،  لباسی را که دوست داری نپوش،اگر لذتی برخلاف شرع و عرف و قوانین جامعه بشری است آن را در وجودت بُکُش و به خاک بسپار، فداکار، مهربان، صبور، متعهد، خوش برخورد و خلاصه، همرنگ و همراه و هم مسلک جماعت باش...

اما اخلاق اربابی، کاملا متفاوت است.افرادی که  به اخلاق اربابی پایبندند، از نظر روانشناسی، آدم‌هایی هستند که به  بالاترین حد از بلوغ روانی رسیده اند و قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از خدا و جهنم و قانون و پلیس وهمسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی، که برمبنای وجدان خودشان تعریف مي‌کنند. البته وجدان شخصی این افراد، مستقل، بالغ، صادق و سالم است، اهل ماست مالی و لاپوشانی نیست، صریح و بی پرده است و با هیچکس، حتی خودشان تعارف ندارد. بزرگترین معیار خالقان اخلاق اربابی برای اعمال و رفتارشان، رسیدن به آرامش و رضایت درونی است. اخلاق اربابی مرزهای وسیع و قابل انعطافی دارد و هرگز خشک و متعصب نیست.

برای توده‌هایی که مقید و مأخوذ به اخلاق بردگی هستند، اخلاق اربابی، گاه زیبا و تحسین برانگیز، گاهی گناه آلود و فاسد و در اکثر مواقع گنگ و نامفهوم  است.

یونگ مي‌گوید افرادی که به اخلاق اربابی رسیده اند تاوان این بلوغ را با تنهایی و طرد شدگی پس مي‌دهند. آنها به رضایت درونی مي‌رسند ولی همیشه برای اطرفیانشان، دور از دسترس و غیرقابل درک باقی  مي‌مانند.

 

+ نوشته شده در  90/03/08ساعت   توسط م | 
 

مادر ای زیبا ترین شعر خدا

برایت یک بغل عطر گل سرخِ .
یک سبد بوی اقاقی .
دلی همچون گل شقایق .
جامه ای از یاس و شب بو.
برایت یک گلستان هدیه دارم .
تقدیم به مادر مهربانم
روز مادر را به همه مادران ایران زمین تبریک میگم
قدر مادراتون بدونید و همیشه دست بوسشون باشید
مادر دوستت دارم خیلی زیاد

 

دوست دارم

دوست دارم با تو در باران قدم بزنم و تو را که به زلالی باران هستی  در کنارم جاودانه داشته باشم.

دوست دارم تو را که سرسبزترین خاطره ذهنم هستی برای همیشه چون ترانه های کودکی ام زمزمه کنم.

دوست دارم فقط تو را از خدا آرزو کنم فقط تو را ....

دوستت دارم مادر عزیزم روزت مبارک

 

روز زن و مادر به تمام زنان و مادران مبارک باد


 

+ نوشته شده در  90/03/02ساعت   توسط م | 

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

 

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

 

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

 

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

 

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

 

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

 

+ نوشته شده در  90/02/07ساعت   توسط م | 

آسان‌ترين راه آشنايي، يک سلام است، ولي گرم و صميمي.

آسان‌ترين راه قدرداني، يک تشکر ساده است، ولي خالص و صميمانه.

آسان‌ترين راه عذر خواهي، عدم تکرار اشتباه قبلي است.

آسان‌ترين راه ابراز عشق، به زبان آوردن آن است.

آسان‌ترين راه رسيدن به هدف، خط مستقيم است.

آسان‌ترين راه پول در آوردن، آن است که همواره در کارت رعايت انصاف را بکني.

آسان‌ترين راه احترام، اجتناب از گزافه‌گويي و گنده‌گويي است.

آسان‌ترين راه جلب محبت، آن است که تو نيز متقابلا عشق بورزي و محبت کني.

آسان‌ترين راه مبارزه با مشکلات، روبرو شدن با آنهاست نه فرار.

آسان‌ترين راه رسيدن به آرامش، آن است که سالم و بي‌غل و غش زندگي کني.

آسان‌ترين دوستي، هميشه بهترين دوستي نيست. اين را به خاطر بسپار.

آسان‌ترين بحث، بحث در باره چيزهاي خوب و اميدوار کننده است.

آسان‌ترين برد، آن است که خود را از پيش بازنده نداني.

آسان‌ترين راه خوب زيستن، ساده زيستن است.

آسان‌ترين راه دوري از گناه، آن است که هميشه بداني چيزي به نام وجدان داري.

آسان‌ترين و در عين حال با ارزش‌ترين عشق، بي‌ريا‌ترين آن است.

آسان‌ترين راه بودن، آن است که حس بودن هميشه در وجودت شعله‌ور باشد.

آسان‌ترين راه راحت بودن، آن است که خودت را همان طور که هستي بپذيري و در همه حال خودت باشي.

آسان‌ترين راه خوشبخت زيستن، آن است که همان طور که براي خودت ارزش قايلي، براي ديگران نيز ارزش قايل شوي بدون توجه به موقعيت طرف مقابل.

 

حالا کمي مکث کنيد و ببينيد که به همين راحتي مي‌توانيد آسان و ساده روزگار را به خوشي سپري کنيد؟
+ نوشته شده در  90/01/23ساعت   توسط م | 
سلام دوستان

سال نو مبارک

برای همه شما عزیزان سالی پر از موفقیت و شادی آرزومندم.

خیلی کتابی شد می دونم.

امسال سال خرگوش امیدوارم سالی برای جهش برای همه بخصوص ایرانیان عزیز باشه.

چهارشنبه سوری مواظب باشید ولی خیلی خوش بگذرونید.

به امید دیدار همه در سال جدید.

چینی‌ها پنجشنبه (۳ فوریه) در سراسر جهان با آتش‌بازی‌و رقص و شادی آغاز سال نوی چینی را جشن گرفتند. به گفته پیشگویان چینی بر خلاف سال پرتلاطم ببر، سال خرگوش سال آرامی خواهد بود. خرگوش در چین نماد شادی و خوشبختی است.

 

+ نوشته شده در  89/12/24ساعت   توسط م | 

 

اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم

 

دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده

  در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانه ام نمی شدم

پای صحبتهای پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد ، شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدتها بر روی میز جا خوش کرده اند را روشن می کردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم

با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند

با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی بیشتر می خندیدم

هر وقت که احساس کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است

هرگز چیزی را نمی خریدم فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا اینکه ضمانت آن بیشتر است . به جای آنکه بی صبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم هر لحظه از این دوران را می بلعیدم چرا که شانس این را داشته ام که بهترین موجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم

وقتی که فرزندانم با شور و حرارت مرا در آغوش می کشیدند هرگز به آنها نمی گفتم: بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور ، بلکه به آنها می گفتم دوستتان دارم

اما اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده می شد هر دقیقه آن را متوقف می کردم ، آن را به دقت می دیدم ، به آن حیات می دادم و هرگز آن را پس نمی دادم

 

+ نوشته شده در  89/12/04ساعت   توسط م | 

آسان‌ترين راه آشنايي، يک سلام است، ولي گرم و صميمي.

آسان‌ترين راه قدرداني، يک تشکر ساده است، ولي خالص و صميمانه.

آسان‌ترين راه عذر خواهي، عدم تکرار اشتباه قبلي است.

آسان‌ترين راه ابراز عشق، به زبان آوردن آن است.

آسان‌ترين راه رسيدن به هدف، خط مستقيم است.

آسان‌ترين راه پول در آوردن، آن است که همواره در کارت رعايت انصاف را بکني.

آسان‌ترين راه احترام، اجتناب از گزافه‌گويي و گنده‌گويي است.

آسان‌ترين راه جلب محبت، آن است که تو نيز متقابلا عشق بورزي و محبت کني.

آسان‌ترين راه مبارزه با مشکلات، روبرو شدن با آنهاست نه فرار.

آسان‌ترين راه رسيدن به آرامش، آن است که سالم و بي‌غل و غش زندگي کني.

آسان‌ترين دوستي، هميشه بهترين دوستي نيست. اين را به خاطر بسپار.

آسان‌ترين بحث، بحث در باره چيزهاي خوب و اميدوار کننده است.

آسان‌ترين برد، آن است که خود را از پيش بازنده نداني.

آسان‌ترين راه خوب زيستن، ساده زيستن است.

آسان‌ترين راه دوري از گناه، آن است که هميشه بداني چيزي به نام وجدان داري.

آسان‌ترين و در عين حال با ارزش‌ترين عشق، بي‌ريا‌ترين آن است.

آسان‌ترين راه بودن، آن است که حس بودن هميشه در وجودت شعله‌ور باشد.

آسان‌ترين راه راحت بودن، آن است که خودت را همان طور که هستي بپذيري و در همه حال خودت باشي.

آسان‌ترين راه خوشبخت زيستن، آن است که همان طور که براي خودت ارزش قايلي، براي ديگران نيز ارزش قايل شوي بدون توجه به موقعيت طرف مقابل.

 

حالا کمي مکث کنيد و ببينيد که به همين راحتي مي‌توانيد آسان و ساده روزگار را به خوشي سپري کنيد؟

 

+ نوشته شده در  89/12/03ساعت   توسط م | 


من در کشوری زندگي مي كنم كه زبانش پارسي است اما به آن فارسي مي گويند
چون عربي "پ" ندارد

 

+ نوشته شده در  89/11/18ساعت   توسط م | 

 

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" قیمتت چنده خوشگله؟"

سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ ، وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:"زهرمار!"

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!
تو ازدواج نكردي و به من گفتي زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نكردم و به من گفتي ترشيده ام
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است

 

+ نوشته شده در  89/11/12ساعت   توسط م |